خانه |  درباره ما |  ارتباط با ما |  آرشیو فصلنامه  
 
چهره ها و تحلیل ها
نظریه‌پرداز کافی در حوزه علوم انسانی نداریم
نظریه‌پرداز کافی در حوزه علوم انسانی نداریم
معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه خوارزمی گفت: نظریه‌پرداز کافی در علوم انسانی نداریم و افرادی هم که نظریه‌پردازی انجام می‌دهند در مورد جامعه ایران نمی‌توانند تئوریهای خوبی ارائه دهند.
اقدامات تحولی
اتمام بازنگری حقوق عمومی، خصوصی و بین الملل در مقطع کار‌شناسی
اتمام بازنگری حقوق عمومی، خصوصی و بین الملل در مقطع کار‌شناسی
دبیر کارگروه تخصصی حقوق شورای تحول علوم انسانی از اتمام بازنگری رشته‌های حقوق عمومی، حقوق خصوصی و حقوق بین الملل در مقطع کار‌شناسی خبر داد.
پرونده های ویژه
در علوم انسانی عقبیم
در علوم انسانی عقبیم
در زمینه‌ی علوم انسانی عقبیم. دوستان که درباره‌ی علوم انسانی صحبت کردند، بدرستی بر روی اهمّیّت علوم انسانی، حتّی در صنعت، تکیه کردند؛ درست است. این آماری که این برادر عزیزمان دادند برای من جالب بود که گفتند در پیشرفت صنعتی، حدود چهل درصد مثلاً یا پنجاه درصد- مربوط به مسائل مهندسی و مربوط به مسائل فنّی است، حدود پنجاه شصت درصد مربوط به مسائل علوم انسانی مثل مدیریّت، همکاری، سخت‌کوشی است؛ راست می‌گویند، این خیلی مهم است.
مدیریت
علوم سیاسی
چرا علم بومی با عدم مقبولیت نخبگان علمی مواجه شده؟
چرا علم بومی با عدم مقبولیت نخبگان علمی مواجه شده؟
به‌‌‌ دلیل تسلط تفکر اسلامی بر تفکر ایرانی، نظریه‌ی روابط بین‌الملل با خاستگاه و نقطه‌ی عزیمت ایرانی (متأثر از ریشه‌های غیردینی و متناسب با اسطوره‌ها و استعاره‌ها ایرانی) بی‌رنگ و بی‌رمق است. آنچه بیشتر در اینجا مورد کنکاش باقی می‌ماند، تلاش‌هایی با ریشه‌های نظری و نظریه‌پردازی اسلامی از روابط بین‌الملل است. هرچند اخیراً تلاش‌هایی نیز در این زمینه توسط برخی از اساتید و دانش‌پژوهان این رشته شکل گرفته و در حال شکل‌گیری است، اما همان‌طور که جیمز روزنا در کتاب «پیش‌نظریه در سیاست خارجی» (که در سال 1966 منتشر شده است) اشاره می‌کند، این تلاش‌ها حالت «پیش‌نظریه» دارند تا نظریه‌ای منسجم. غلبه‌ی روش‌شناسی‌های علمی (به معنای مرسوم علم) بر جریان اصلی IR (که بیشترین مقبولیت را در ایران و در بین دانش‌پژوهان این زمینه‌ی مطالعاتی دارد) سبب شده است تا فرضیه‌ای «علمی» تلقی شود که یا صدق و صد احتمالی‌اش مشخص شود یا ابطال شود. همین موضوع یک چالش برای نظریه‌پردازی بومی است؛
حقوق
نهادینه‎سازیِ گفتمان حقوق‌بشری نسخه‌ی منفرده هرجامعه‌ای نیست
نهادینه‎سازیِ گفتمان حقوق‌بشری نسخه‌ی منفرده هرجامعه‌ای نیست
در گفت و گو با دکتر موسوي مجاب، عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت مدرس به مسئله حقوق بشر پرداختیم. موسوی مجاب معتقد است که در جوامع غربی، افراط در زمینه‌ی حق‌مداری وتأکید بر جلوه‎های حقوق‌بشری تا حدی است که عملاً جانب تعهّدات و تکالیف انسانی به فراموشی سپرده شده است و انسان‌گویی به صورت فعّال مایشاء در سطح اجتماعی ظاهر می‌شود‌. آنچه که در ادامه می‌خوانید حاصل گفتگوی ما با دکتر موسوی مجاب می‌باشد.
علوم اجتماعی
اولویت با تغییر ساختار است
اولویت با تغییر ساختار است
دکتر غلامرضا جمشیدی‌ها دارای مدرک دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه منچستر، عضو هیئت علمی و رئیس دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. وی همچنین مسئولیت کارگروه علوم اجتماعی شورای تحول و ارتقای علوم انسانی-اجتماعی را برعهده دارد. وی اعتقاد دارد علوم اجتماعی در ایران در سطح نخبه‌ها مانده و به سطح عامه مردم کشیده نشده است و ما فقط تا درِ دانشکده جامعه‌شناس هستیم، از اینجا که رفتیم شخصیت دیگری هستیم. عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به مشکلات ساختاری نهادها و مراکز علمی می گوید باید ساختار تغییر کند؛ آن چنان که با تغییر ساختار در یک دانشگاه، دانشگاه‌های دیگر هم ملزم به تغییر ساختار سازنده می شوند. به کوشش سیاوش غفاری
روانشناسی و علوم تربیتی
روانشناسی هم نیازمند تحول است و هم تولید جدید
روانشناسی هم نیازمند تحول است و هم تولید جدید
دکتر هادی بهرامی احسان دانشیار روانشناسی و عضو هئیت علمی دانشگاه تهران است که هم اکنون رئیس دانشکده روانشناسی این دانشگاه را برعهده گرفته است. سیل ترجمه‌های عامیانه و کتاب‌های زرد در موضوع روانشناسی و تاثیر آن بر تحول در علوم انسانی و تولید علم دلیلی شد تا در یکی از روزهای بهار در دفتر ریاست دانشکده روانشناسی روبروی کوی نصر با او به گفتگو بنشینیم. او که پژوهش‌هایی در زمینه روش شناسی علم، روانشناسی سلامت و خانواده انجام داده است معتقد است که دوران تئوری‌های بزرگ در روانشناسی به اتمام رسیده است.
اخبار > بدون فضای آزاداندیشی نمی شود علوم را دگرگون کرد
 


شماره خبر :٤١٢٨٠١   تاریخ انتشار خبر : 1393/10/20    ا   ١٣:٥٢
 
میزگزد دانشجویی
بدون فضای آزاداندیشی نمی شود علوم را دگرگون کرد
به منظور شناسایی و بررسی جایگاه، منزلت، رسالت، برنامه‌ها و عملكردهای سازمان‌ها و تشكل‌های دانشجویی در زمینه دگرگونی علوم انسانی- اجتماعی، میزگردی با دعوت از مسئولان چهار نهاد و تشكل دانشجویی– پژوهشكده شهدای جهاد علمی جهاد دانشگاهی، اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل، دفترتحكیم وحدت و اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان- و یك نفر به عنوان نماینده دانشجویان دكتری، از سوی نشریه فصل تحول در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد.

 

به منظور شناسایی و بررسی جایگاه، منزلت، رسالت، برنامه‌ها و عملكردهای سازمان‌ها و تشكل‌های دانشجویی در زمینه دگرگونی علوم انسانی- اجتماعی، میزگردی با دعوت از مسئولان چهار نهاد و تشكل دانشجویی– پژوهشكده شهدای جهاد علمی جهاد دانشگاهی، اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل، دفترتحكیم وحدت و اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان- و یك نفر به عنوان نماینده دانشجویان دكتری، از سوی نشریه فصل تحول در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد. اسامی افراد حاضر در این جلسه عبارت است از:

1- احمد امرالهی(دانشجوی دكتری فلسفه، دانشگاه تبریز)، نماینده پژوهشكده شهدای جهاد علمی جهاد دانشگاهی

2- امیر استكی(دانشجوی كارشناسی ارشد علوم سیاسی،دانشگاه شهید بهشتی)، نماینده اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل:

3- محمد غیبی(دانشجوی كارشناسی علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی)، نماینده دفتر تحكیم وحدت

4- نماینده دانشجویان دكتری: محمد ضیایی مؤید(دانشجوی دكتری فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه تهران).

5- مرتضی خواجوند سریوی به عنوان نماینده نشریه فصل تحول و كارشناس- مجری.

مهمترین مطالب مطرح شده در این نشست به این قرار است:

الف- تأكید بر ورود در بحث تحول به دور از سیاسی كاری و با كاستن شائبه‌های سیاسی؛

ب- عدم وجود برنامه و ره نگاشتی مشخص در حوزه تحقق علوم انسانی؛

پ-  فراوانی پایین اقدامات تحولی؛

پ- تأكید بر نقش تشكل‌ها و نهادهای دانشجویی در حوزه سخت افزاری (انجام اقدامات در زمینه فضاسازی، بسترسازی،فرهنگ سازی و ایجاد مطالبه عمومی) و در حال حاضر، عدم ورود در بخش نرم افزاری(تولید مستقیم یا غیر مستقیم علم دینی)؛

ت- فقدان فضای آزاداندیشی در دانشگاه‌ها برای برگزاری جلسات نقد و بررسی نظریات علمی؛

ث- مطالبهگری تشكل‌ها و نهادهای دانشجویی از مسئولان در زمینه ایجاد فضای آزاد و برابر برای تمام اندیشه‌ها واندیشوران جهت ارایه نظراتشان؛

 

مرتضی خواجوند سریوی: آقای استكی، آیا جناب عالی- به عنوان یك دانشجو- و تشكل متبوع تان، رسالت و وظیفه‌ای برای خویش در زمینه دگرگونی علوم انسانی- اجتماعی قایل هستید؟ به عبارت دیگر، آیا در شرح برنامه‌های اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل، جایی برای آرمان دگرگونی علوم، درنظر گرفته شده است؟

امیر استكی: برای پاسخ درست‌تر و عمیق‌تر به سوال شما، باید دو مفهوم پروژه و پروسه را در بحث دگرگونی علوم انسانی(و اجتماعی) مورد بررسی قرارداد. به عبارت دیگر می‌توان به تحول علوم از دومنظر نگاه كرد: پروژه‌ای و پروسه‌ای. در نگاه پروژه‌ای، تحول علوم انسانی(واجتماعی) در قالب یك طرح است كه می‌توان برای هر گروه، جریان، تشكل، نهاد و ... سهمی قایل شد. دراین نگاه نمی‌توان برای تشكل‌ها و نهادهای دانشجویی جایگاه و رسالت حقیقی و درستی درنظر گرفت. بنده نگاه پروژه‌ای را قبول ندارم چرا كه با فضای شكل گیری و بنیادهای علوم انسانی در تناقض است. در علوم انسانی بحث از انسان است و چنین موجودی دایماً در تغییر و تحول است و نو به نو می‌شود. بنابراین نگاه پروژه‌ای كاملاً غلط است.از سوی دیگر باید دانست كه اكثریت استادان و دانشجویان با لزوم تحول موافق هستند اما آیا جهت گیری نگاهشان درست است؟ عده كثیری بومی شدن را در نظر دارند اما برخی دیگر بر رویكرد اسلامی و دینی تاکید می‌کنند.از اینرو باید مشخص كرد اولاً نگاه پروژه‌ای مدنظر است یا پروسه‌ای؛ و اینكه كدام رویكرد مورد قبول است: بومی‌سازی، اسلامی‌سازی و ... . بنده رویکرد تولید علوم انسانی در قالب یك پروژه را قبول ندارم چرا كه در ذات، متناقض است. به راستی كدام یك ازنگرش‌های اسلامی در بحث تحول كاراتر است؟ كدام قرائت از اسلام، مدنظر است؟ باید پیش از ورود به نقش تشكل‌ها به این سوالات پاسخ داد.

در نگاه پروسه‌ای كه مورد قبول بنده است دید طبیعی‌تری به انسان وجود دارد چرا كه انسان را در یك مسیر طبیعی دایماً در حال تغییر می‌بیند. این درحالی است كه خیلی از افراد، نگاه پروژه‌ای به این بحث دارند كه از اساس غلط است. جالب اینكه برخی از نهادها نیز با یك برداشت نادرست وارد این بحث شده‌اند. برای مثال شنیده شده است یكی از مسولان یكی از نهادهای مهم انقلاب گفته است در مسیر تحقق علوم انسانی(اجتماعی) كتب علوم سیاسی مورد تدریس در این نهاد رابر مبنای كتب شهید مطهری، بازنویسی خواهیم كرد! بنابراین در نگاه پروژه‌ای به دگرگونی علوم انسانی(و اجتماعی)، تشكل‌های دانشجویی، نقش چندانی ندارند چرا كه یک تشکل در معنای واقعی كلمه كه فارغ از خط و ربط‌های سیاسی است نمی‌تواند وقتش را صرف تحول كند اما در صورت نگاه پروسه‌ای، تشكل‌ها [نهادها و مراكز دانشجویی] می‌تواند نقش بسزایی ایفا كنند. در این فهم، تشكل‌ها به عنوان پرسشگران دانشجویی می‌توانند، در این زمینه مطالبه گری كنند.

مرتضی خواجوند سریوی:آقای ضیایی!آیا تمایز آقای استكی میان پروژه‌ای و پروسه‌ای دیدن دگرگونی علوم انسانی- اجتماعی راقبول دارید و اینكه در صورت نگاه پروسه‌ای، تشكل‌ها، نهادها، مراكز و مجامع منظم دانشجویی می‌توانند نقش آفرین باشند؟

محمد ضیایی: اجمالاً نگاه آقای استكی در تمایز میان پروژه‌ای و پروسه‌ای دیدن دگرگونی علوم انسانی(واجتماعی) درست است. پروسه در بحث تحول یعنی اینكه روند طبیعی شكل گیری و تولید علوم مدنظر باشد و پروژه‌ای نگریستن، یعنی چون بودجه تصویب شده است باید یك برنامه و یك طرح انجام شود. البته نمی‌توان به راحتی تقسیم بندی و مرز مشخصی میان این دو قایل شد چرا كه در برخی موارد، انجام یك پروژه مشخص برای پیشبرد بحث تحول نیاز است. البته نگاه كلان به دگرگونی علوم انسانی(واجتماعی) باید پروسه‌ای باشد چرا كه با ماهیت موضوع و محور بحث یعنی انسان، تطابق وسازگاری بیشتری دارد.

مرتضی خواجوند سریوی:آقای حمدالهی! بر مبنای صحبت‌های آقایان استكی و ضیایی، تشكل‌ها، نهادها و جمع‌های دانشجویی دارای وظایف و رسالت در زمینه دگرگونی هستند. آیا حضرت عالی این نگاه و تمایز میان نگاه پروژه‌ای و پروسه‌ای كه برپایه آن باید برای تشكل‌ها، نقش و وظایفی تعریف كرد، قبول دارید؟

احمد حمدالهی:تقسیم بندی پروژه‌ای- پروسه‌ای را به عنوان تقسیم بندی اولیه و اجمالی می‌توان پذیرفت. البته باید دقت زیادی در تعریف مفاهیم پروژه و پروسه داشت چرا كه با دقت در تعریف، در می‌یابیم كه بین این دو تفاوت وجود ندارد و حدومرزی كه می‌پنداریم غلط است.یعنی اینكه بگوییم یك روش كاملاً پروژه‌ای و دیگری کلا پروسه‌ای است، نادرست است.در امور انسانی نمی‌توان پروسه به معنای دقیق كلمه داشت چرا كه پروسه به معنای طبیعی و امور فاقداراده است. بنابراین چگونه می‌توان دگرگونی علوم انسانی(و اجتماعی)را به عنوان یك پروسه دید؟ از اینرو آن عده كه در سطوح علمی و ژورنالیستی چنین مباحثی را بیان می‌كنند یا علم كافی ندارند یا اینكه عامدانه مطرح می‌كنند. اگر پروسه را این چنین تعریف كنیم آیا امور انسانی می‌تواند اصولاً چنین باشد؟ برخی می‌گویند این مثل یك رود است كه راه خود را پیدا می‌كند و به سر منزل مقصود می‌رسد و در این میان، هیچ عامل بیرونی وجود ندارد. مشخصاً چنین نگاهی درست نیست.

این‌ها را گفتم به عنوان مقدمه و نتیجه اینكه تنها در نگاه پروژه‌ای می‌توان به انسان‌ها نگریست و برای خیل عظیم دانشجو ومراكز و تشكل‌های مربوط، نقش در نظر گرفت. صحبت اصلی بنده این است كه به دلیل جمعیت عظیم دانشجویی بار اصلی تحول بر روی دوش دانشجویان است و این قشر باید برای خود رسالت، نقش و جایگاه تعریف كند. نیاز است علمی بودن بحث تحول و فارغ از سیاسی كاری بودن آن اشاره كرد. اصولاً این یك بحث علمی است كه با زور و جبر نمی‌شود تحمیل كرد.

محمد ضیایی: برای رسیدن به نقش مراكز و تشكل‌های دانشجویی، تعریف و تبیین بحث پروژه‌ای و پروسه‌ای و اینكه تا چه حد رویكرد علمی در این زمینه وجود دارد، مهم است. نكته مهم اینكه علوم انسانی (و اجتماعی) موجود روند طبیعی خود را طی كرده است اما بر اساس نیازهای جامعه مدرن؛ و به تدریج بر اساس نیازهای تازه‌تر، رشته‌های تازه‌تر شكل گرفتند و خواهند گرفت. مثلاٌ رشته روانشاسی صنعتی در مغرب زمین بر پایه نیاز آن جوامع شكل گرفت. از این سخنان، بحث طبیعی بودن یا نبودن روند دگرگونی علوم را دنبال می‌كنم؛ چرا كه اگر روند شكل‌گیری علوم انسانی اسلامی روند طبیعی دارد نقش تشكل‌های دانشجویی مشخص می‌شود. اما اگر فرآیند رشد طبیعی نداشتند نقش تشكل‌ها نیز مشخص خواهد بود.

مرتضی خواجوند سریوی:آیا اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل در این زمینه، برنامه، سند، ره نگاشت و ... داشته است؟

امیر استكی:هم چنان كه می‌دانید بحث تحول علوم انسانی(و اجتماعی) در آغاز راه است و تا به یك فراروایت و فراگقتمان تبدیل شود راه بسیاری مانده است. به عنوان مثال، دو مورد داریم پروژه توسعه و پروسه توسعه. پروژه توسعه یعنی اینكه تعدادی از نخبگان گردهم آیند و تصمیم بگیرند یك كشور را از جنبه‌های مختلف از وضعیتXبه وضعیت Y برسانند. در برخی كشورها این پروژه‌ها به دلیل تبدیل نشدن به یك گفتمان با مشكلاتی روبرو شده است؛ اما اگر گفتمان توسعه و در واقع نیاز به توسعه شكل گیرد، می‌توان آن را در قالب پروسه توسعه گنجاند. در این حالت مردم آن كشور نیز از راهكارهای مختلف درمسیر توسعه قرار می‌گیرند؛ اما اگر خواست توسعه در 50 نفر از نخبگان محدود شود نمی‌توان توقع تحقق حقیقی توسعه را داشت. درنتیجه اگر در حوزه دگرگونی علوم انسانی(و اجتماعی) تنها یك عده نخبه را در نظر بگیریم و آحاد مردم و دانشجویان و دانشگاهیان را نادیده بگیریم مشكلات فراوانی روبرو خواهیم شد. اما اگر با بسترسازی و فرهنگ سازی مناسب، همه اقشار و طبقات احساس نیاز كردند آن گاه دانشجویان و تشكل‌های دانشجویی نیز، رسالت پیدا خواهند کرد. در حال حاضر احساس نیاز در میان نخبگان شكل نگرفته است.

مرتضی خواجوند سریوی:بنابراین شما معتقدید تشكل‌ها باید كار كنند هرچند تا كنون اقدامات مؤثری نداشته‌اند.

امیر استكی: بله ندیده‌ام كار خاصی انجام شود و به صرف حضور در یك تشكل(اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل) به دفاع از عملكرد تشكل‌ها نمی‌پردازم.

مرتضی خواجوند سریوی:آیا مراكز، مجامع و تشكل‌های دانشجویی در زمینه سخت افزاری توانسته‌اند به بسترسازی و فرهنگ سازی و آنچه مقام معظم رهبری از آن تعبیر به ایجاد روحیه «قدرت علمی» و «جرأت علمی» كرده‌اند بپردازند.

محمد ضیایی: واقعیت تأسف‌آور این است كه به دلیل تحقق نیافتن فراگفتمان و فراوایت مدنظر رهبری، اكثریت دانشجویان با بحث تحول و چیستی و چرایی آن آشنا نیستند و حتی دانشجویان دكتری هم چندان با این موضوع آشنایی ندارند؛ و تا اندكی وارد بحث جدی می‌شوند وارد زندگی و روزمرگی می‌شوند. در این میان تنها آن عده كه صبغه دینی دارند و در مدارس اسلامی درس خوانده‌اند دغدغه‌مند و مطالبه‌گر هستند. این دسته بارها پرسیده‌اند كه روان‌شناسی اسلامی چه شد؟ در واقع تعدادی از دانشجویان برای پیگیری این بحث رجوع می‌كنند كه پاسخ‌های مناسب دریافت نكرده‌اند.

مرتضی خواجوند سریوی:تشكل‌ها با توجه به تعابیر رهبر معظم انقلاب در مورد دانشجویان مانند «افسران جنگ نرم» و «نخبگان به عنوان عمار یاسر»به طور مشخص چه وظایف دیگری بر عهده دارند.

احمد حمدالهی: در این راستا نیاز است همزمان دو نگاه پروژه‌ای و پروسه‌ای مدنظر باشد تا تحول را به یك گفتمان عمومی تبدیل كرد. نقش برجسته تشكل‌ها این است كه این هدف را به یك خواست همگانی و مورد مطالبه همه نخبگان، مبدل سازند. این وضعیت با زور و تحمیل محقق نمی‌شود و هیچ‌گاه، چنین حالتی را نمی‌پذیریم. تشكل باید مسیر ورود آگاهانه و آزادانه دانشجویان فارغ از هرگونه فشار و تحمیل باشد. تشكل دانشجویی به دلیل برآمدن از میان دانشجویان می‌تواند با برگزاری نشست‌ها و گردهم‌آیی‌های مناسب و مطلوب، ذهن دانشجویان را نسبت به نگاه مقام معظم رهبری آگاه كندو این كار را باید علمی و برنامه‌ریزی شده انجام دهد كه البته زمان زیادی نیاز دارد.

محمد غیبی: نكته مهم اینكه بحث جرأت علمی چندان در دانشگاه‌ها مورد توجه قرار نگرفته است و حتی به نوعی عملكرد استادان درهم شكننده ی قدرت تفكر دانشجویان است و دانشجویان را سوق داده است به حفظ محوری.

امیر استكی: شایسته است تشكل‌ها در حوزه تبلیغ و گفتمان سازی اقدام كنند. هر تشكلی ایده خویش را تبلیغ می‌كند و امری طبیعی است البته این درحالی است كه تشكل‌ها حالت طبیعی داشته باشند. حال آنكه در بسیاری از تشكل‌ها چنین نیست. هر تشكل پرسش‌های خود را مطرح می‌كند، خواسته‌های خود را بیان می‌كند، ایده‌های خویش را به پیش می‌برد و از هر وسیله‌ای برای این كار استفاده می‌كند. هم‌چنین سعی می‌كند نیروهای هم فكر خویش را پرورش دهد. در زمینه دگرگونی علوم می‌تواند در هر وجه ساختاری و نرم افزاری عمل كند البته مثال‌هایی كه در زمینه تبلیغ، برگزاری نشست‌ها و میزگردها زده شد نیز در حوزه نرم افزاری است. به هر صورت این بحث باید به ایده و سوژه تشكل تبدیل شود كه بامشكلات فراوانی روبرو است.

مرتضی خواجوند سریوی: آقای ضیایی، شما به بحث استادان و آقای استكی به مشكلات دانشگاه‌ها اشاره داشتید و اینكه با این وضعیت نقش دانشجویان و پایگاه‌های دانشجویی، بسیار پر رنگ‌تر و سازنده‌تر است. آیا این سخن به این معناست كه دانشجویان و مراكز و نهادهای دانشجویی فارغ از توجه به استادان به بستر سازی و فرهنگ سازی درحوزه دگرگونی علوم اقدام كنند؟

محمد ضیایی: بله. استادانی كه به هدف تحول باور ندارند یا ذهنشان بر مبانی و مبادی غربی شكل یافته است نمی‌توانند پیشرو باشند.

مرتضی خواجوند سریوی: مگر می‌شود دانشجویان و تشكل‌های دانشجویی بدون كمك استادان، آرمان دگرگونی علوم انسانی– اجتماعی را تحقق بخشند؟

محمد ضیایی:.در چنین حالتی دانشجویان، می‌توانند با تكیه بر تشكل‌ها، كار تحول را پیش ببرند؛ زیرا نگاه برخی استادان (با 50-60 سال سن) تغییر دادنی نیست. حتی استادان قایل به بحث تحول، چندان توجهی به واقعیت‌های تحول ندارند چرا كه ساختار باورهایشان دیگرگونه است. از اقدامات مهم تشكل‌ها، شناسایی دانشجویان خوش‌ذهن و دغدغه‌مند و هدایت آنان در مسیر صحیح تحول است. به عبارت دقیق‌تر نباید چنین دانشجویی را رها کرد بلكه باید او را تا شناساندن اهداف مشخص و قابل دسترسی، راهبری کرد.

امیر استكی: نگاه صفی و ستادی به تشكل‌ها داشتن، چندان درست نیست بلكه باید مشخصه‌های یك تشكل بر پایه تعاریف و مرزهای قانونی مشخص شود. باید قراردادهای نانوشته میان تشكل‌ها شكل بگیرد چرا كه قراردادهایرسمی و مکتوب كاری از پیش نمی‌برند.

مرتضی خواجوند سریوی: به دلایل متعدد تشكل‌ها و سازمان‌های دانشجویی بیشتر در فعالیت‌ها و امور سیاسی ورود می‌كنند. آیا به دلیل صبغه سیاسی این سازمان‌ها و تشكل‌های دانشجویی، ورودشان به بحث تحول، به شائبه سیاسی بودن این بحث دامن نمی‌زند؟

محمد غیبی: تشكل‌های مختلف در زمینه پیگیری مطالبات تحول علوم نقش دارند و موظفند در این باره فضاسازی انجام دهند. این وظیفه در گذشته در سایر عرصه‌ها مانند دفاع مقدس بود و اینك یكی از عرصه‌ها، تحول علوم است. نیاز است در مورد ضرورت این بحث، كارهای جدی صورت گیرد تا همه با هم وارد این بحث شوند و این آرمان محقق شود. در واقع آرمان تازه‌ای به آرمان‌های پیشین اضافه شده است. لازم است به شكلی گفتمان سازی شود تا دانشجویان به شكل خودكار وارد بحث شوند.باید تشكل‌ها وارد آرمان تحول شوند زیرا به عنوان نمایندگان جمعیت عظیم دانشجویان، اقداماتی انجام داده‌اند مانند دعوت از استادان دانشگا‌ه‌ها، برگزاری همایش‌ها، كرسی‌های آزاداندیشی و ... . اما هنوز حركت کاملی صورت نپذیرفته است.در این جلسه به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم كه چرا تشكل‌ها نادرست عمل كرده اند؟ یكی از دلایل، فقدان تسلط اعضای تشكل و سازمان‌های دانشجویی مانند انجمن‌های اسلامی و بسیج دانشجویی بر مبانی و مبادی بحث تحول است. بنابراین جهت ایجاد حركت عظیم، نیاز به محرك‌های بیرونی است و از ضروریات بحث، ارایه تعریف درست است كه تاكنون صورت نگرفته است البته سخنانی بیان شده‌اند كه به درستی انتقال نیافته‌اند. باید توجه داشت اصولاً برخی استادان دانشگاه، كاری از دستشان بر نمی‌آید. برای مثال بعضی از استادان درصدد هستند تمام علوم و معارف اسلامی را بر اساس روش تجربه گرایی محض طراحی كنند و این عملی نادرست است.

احمد حمدالهی:زمانی كه فضاسازی و گفتمان عمومی شكل گرفت آنگاه استادان مجبور به پاسخ گویی می‌شوند. البته در میان استادان، كسانی هستند كه باورهایشان شكل گرفته است و به تعبیر آقای ضیایی، مانند درخت چند صد ساله‌ای هستند كه به هیچ وجه تغییرپذیر نیستند.

محمد ضیایی: یك سؤال مطرح است: تشكل‌های دانشجویی تا چه اندازه در زمینه تحول علوم انسانی و اجتماعی زمان صرف می‌كنند؟ اگر كاری كرده‌اند خروجی آن را بیان كنند و اگر اقدامی نكرده‌اند ازموانع عدم ورود به بحث تحول بگویند.

محمد غیبی:كلیت دفتر تحكیم وحدت، خیر؛ اما انجمن اسلامی دانشگاه علامه كه مسئولیت آن بر عهده بنده است چندین برنامه داشته است: برگزاری گروه‌های علمی، برگزاری مناظرات دانشجویی و ... . در ضمن چندین برنامه در دستور كار داریم: راه‌اندازی كتابخانه علوم انسانی اسلامی، برگزاری همایش جریان های مختلف علوم انسانی اسلامی و ... . اولاً به دلیل بی درایتی برخی تشكل‌ها، برنامه ها متكی بر مدعوین است درحالی كه در سال های نخستین پیرزوی انقلاب اسلامی، اعضای تشكل‌ها فعالتر، پویاتر و صاحب سخن بودند. روند فعلی موجب شده است روحیه عدم تحلیل و نقادی میان دانشجویان نهادینه نشود. آن چنان كه وقتی در كلاس درس، سوالی از سوی دانشجو مطرح می شود با این واكنش نامعقول روبرو می شود‌ «تو كه هستی كه اظهار نظر می كنی؟». اگر این وضعیت اصلاح نشود فاتحه جنبش دانشجویی خوانده می شود. نكته آخر اینكه باید تقویت تشكل ها خاصه نخبگانشان در زمینه آشنایی هرچه بیشتر با چرایی آرمان دگرگونی علوم انسانی– اجتماعی، بیش از پیش مدنظر باشد چرا كه این‌ها به عنوان نمایندگان جمعیت بزرگ دانشجویی می توانند اثرگذار باشند.

احمد حمدالهی:درمورد استادان باید دو دسته را از هم جداكرد. یك دسته كاملاً مغرضانه عمل می‌كنند و تحت هر شرایطی برچسب‌هایی می‌زنند كه ده تا بیست درصد هستند. دسته دوم كه 80 تا 90 درصد را شامل می‌شوند چنین نیستند كه تشكل‌ها در جذب این دسته عظیم نقش بسزایی دراند. باید ظریف و دقیق عمل كرد. برای مثال چندین سال است كه بسیج دانشجویی دانشگاه تبریز برنامه استقبال از دانشجویان تازه وارد را برگزار می‌كند. در یكی از برنامه‌ها كه بسیار ساده بود با واكنش مثبت یكی از اساتدی كه در جریان مخالف قراردارد روبرو شدیم كه حكایت از انجام دقیق و درست آن برنامه بود. بنابرین سازمان‌ها و تشكل‌ها باید با ظرافت و حساسیت فراوان در زمینه گفتمان سازی ، تبلیغات و جذب افراد عمل كنند.

 

 

 

خروج